![]() |
![]() |
|
| ایران"آزادگان" |
|
جشنواره فرهنگی ورزشی پرتوآ استان مازندران
این جشنواره با حضور پیشکسوتان ُمسیولین ُ و جمعی از پرتوآکاران در تاریخ ۲۹/۷/۸۹ و در شهرستان قایمشهر برگزار شد. در این مراسم پس از اجرای برنامه های فرهنگی ورزشی از پیشکسوتان ُ مربیان و قهرمانان ورزشی با اهداء جوایز و لوح سپاس تقدیر و تشکر به عمل آمده است. بدرود - یاعلی مدد |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مهر 1389ساعت 17:32 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
میلادباسعادت حضرت مولا مبارکباد به پاس گرامیداشت سیزده رجب سالروز ولادت باسعادت مولای متقیان امیرالمومنین علی(ع)و روزملی کونگ فو مراسم جشنی در باشگاه ورزشی مرحوم جعفریان روستای گلیرد برگزار میشود. زمان:دوشنبه-۱۵/۰۴/۸۸ ساعت۶الی۸عصر |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 21:26 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
تكنيك اومOUM
تکنيك خميرمايه دروني وبروز احساسات تن است . چنانچه تمرين مهارت وخوب ودرست انجام پذيري پس
از مدتي ميتواند كارايي براي استيل رادربر بگيردواگردروجودانسان ملكه گرددكارايي قلب را بيشتر میکند.
تكنيك ميتواند يك علم ازعلوم عملي باشد كه يادگيري قدرت حافظه را زياد ميكند،
ميبايست سواربرتكنيك همچون اسبي راهوارشد وخوب تازيد.
زمانيكه از اسرارپرتوآسخن ميگوييم درذهن ضربات خارق العاده و فوق تصور تداعي ميگردد. يكي از اصلي
ترين منابع رسيدن به نيروي واقعي درپرتوآدانش واقعي آن است و كمتر كساني به اين نكات از رموز پرتوآ
آشنايي دارند.
زاويه تن اوما
درپرتوآ زاويه تن از ازدو بخش دوران فيزيكي و دوران متافيزيكي تشكيل گرديده است.دردوران فيزيكي با
سه عنصر خون اكسيژن اعصاب وكنترل آن قانونNBO كه هدايت سلول هاي نهفته انرژي تن در مسير
دوران است به كمك پلاسما وقدرت پراناياما به انفجار كي متو منتهي مي گردد.
اصول هندسي ومحور انرژي در زاويه اوما بر مبناي آفرينش انسان حركت ابتدايي تعبيه گرديده ونهايت آن به
سوي شي soishi يا انرژي حقيقي منتهي ميگردد.
در پرتوآ هنرجو مي آموزد با تنظيم عناصر سه گانه حياتي هدف از موجوديت انسان را يافته و آن را
درمسيرتكاملي خود به كار بندد.
اوماOMM_MUO ذره بزرگ
دراسرارپرتوآذرات قدرت درانسان سلولهايي دارند. يعني اينكه درهرسلول ما ميليونها مولكول
وجودداردوهرمولكول كوچك ازچنداتم وهراتم ازپروتون ونوترون تشكيل گرديده است.
جسم به قوه انديشه قدرت ميگيردوحالت مبارزه اي حرارت سلولها دراعمال انعكاسي بوجود مي آورد.
(قانون فيزيك وارتباط جسم با انسانها) دراسرارچكش وزاويه قدرت (اوما) زمان انديشه مهمترين موضوع
اساسي درمبارزه ونوع آن درپرتوآ است.
پرتوآ بازگشت به بهترين حالت فيزيولوژيك انسان است.چون دراسرارپرتوآ اعتقاد برآن است كه
پسكولوژي روح وروان جز فيزيولوژي دستگاه اعصاب مركزي چيز ديگري نميباشد.
براساس اين نظريه فرد درراه پرتوآ ميكوشد باتوسل به اصول ويژه آنرا به بهترين حالت فيزيولوژيك خود
وجسم مادي خود نزديك كرده وبه آن مراجعت نمايد.پرتوآ به انسان كمك ميكند تضاد دروني خودرا ازبين
برده ودرنتيجه انسان ازنقطه فيزيولوژي دربهترين حالت قرارگيرد وبا كنترل قواي روحي وآرامش تامرز
مطلق دست يابد.
انسان سري ازاسرارهستي ونمايش سري ازطبيعت وسرمعنويت .
تن نمادي ازحالات ونمايش احساس درون حس پنجگانه ومدارهفتگانه.
شاهكارخلقت امين وامانتدار و موجودي بسيار شگرف وعظيم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 19:55 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
اير- ايران = آزاده – آزادگان
مفهوم ومعناي ايرآزادگي است. شايدبه اين علت كه اينان تنها مردمان آن هنگام بودند كه
با زراعت و گله داري روزگارگذرانده اندوچپاول،غارت،آتش سوزي ،
گروگانگيري ودزديازآداب ورسومشان نبوده است. فردوسي درباره چهارگروه
شدن مردمان وطبقه بندي اجتماعي چنين آورده است:
چه گفت آن سخنگوي آزاده مرد كه آزاده راكاهلي بنده كرد
يعني ايروآزاده يا آريايي كه تن به تنبلي داد ودست ازپيشه وري برداشت به صورت بنده
درآمد.
ايردرلغت به معناي آزاده است وجمع آن ايران يعني آزادگان وهمين جاست كه شاهنامه
درمورد پسرسوم فريدون (ايرج) مي گويد
مراورا كه بدهوش وفرهنگ وراي مراورا چه خوانند ايران خداي
درشاهنامه فردوسي نيزجملگي ايررا درمقابل تور يعني آزاده در مقابل شجاع قرارميدهد.
(ناگفته نماند كه ايران گاهي به معني كشور اير يا آريايي ها نيزبه كار
مي رفته كه امروزه نيزبه همين عنوان ازآن يادشده زيرا كه علامت نسبت درزبان فارسي
(ان) است مثل گيلان يعني محل منسوب به نژادگيل).
بيشترين ويژگي كه درشاهنامه درمورد اين قوم بدان برمي خوريم عبارت است
ازجوانمردي،دليري وپهلواني.
دليرازجمله مشتقات ايراست واژه مركب دليركه بايدآنرا ديل ايربا تخفيف مصوت بعد
ازدال خواند. بنابراين دليرنيزصفت اير يا ايراني است يا كساني كه همچون ايراني باشند با
دلي آزاده. اين بيت كه درجنگ بهرام وتژاوآنجا كه بهرام ايراني به دست تژاو مي ميرد
شاهد آن است.
يكي تيغ زد برسر كتف او دلير اندر آمد زبالاي او
واين بيت در شكايت ايرانيان از نوذر:
پياده همي پيش سام دلير برفتند وگفتند هرگونه دير
درود بر ايران وايراني برگرفته از كتاب پرتوآ(ناتمام) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 13:8 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
نبردپرثوآ سوي شي
نفس طيبه وپاك درآيين ايرانيان ودلاوران زبانزدغيوران
نبردرزم پهلواني بوده است.پهلوانان براي رسيدن به اين
مرحله مبايستي مراحل سخت ورياضتهاي فراواني رامتحمل
مي شدند.درپرثوآ،شناسايي نقاط حساس حياطي بدن محل
ورود وخروج انرژي بدن محسوب ميگردد اهميت بسيارفراواني
دارد. هنرجويان پس ازگذرمرحله تن يا انرژي مادي از خامي
گذشته وميبايست خود را آماده آزمونگاه فكر يا روان نموده و
درنتيجه دانايي به مرحله ومرزپختگي وبينايي برسند.
soyshiيابيداري دل مرحله اي ازصيقل دادن درون وزلال و
شفاف نمودن دريچه خورشيدي تن مي باشدولازم است
هنرجويان با پاك نمودن اين نقطه براي جذب انرژيهاي
موجود درعالم كوشش نمايند
معروف است پهلوانانيكه براي رسيدن رموز((سوي شي يا بيداري))
درمسير حقيقت رزم قرار ميگيرند تاتحمل بسياري ازمشكلات
ازبسياري ازلذت هاي دنيوي دست كشيده وبه مراقبت
جسم وجان خود مي پردازند.
برگرفته ازكتاب نبرد پرثوآ((آيين جوانمردي)) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 19:16 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
سال نوبر تمامي ورزش كاران وپرتوآ كاران مبارك باد پرتوآ (پارتها)---------------------- پرثوآ (پارسها) پرتوآ= اسب سواران جنگجو -----يا-----رزم به شيوه پهلوانان ايران زمين تارخ پرتوآ----------- دوران پارت ها یا اشکانیان
شرح فتوحات اين قوم آريايي وحكومت 500ساله آنها پراز دلاوريها وكوششهاي اين مردم است.كلمه پهلوان وپهلواني ريشه پارتي است كه هرفرد زورمندرامنتسب به پارت يا پرتو وپهلو دانسته اند. اينان مردمي جنگجو وشكارچي بودند. بدين معني كه در زمان ايران باستان،ايرانيان (پرتوآكاران)آن زمان چنان دراسب سواري وتيراندازي مهارت داشتند كه درحالي سواربراسب حركت مي كردند بسوي دشمنان چه ازجلو وچه از پشت تير مي انداختندوبه هدف مي زدند.ايرانيان قديم به پرورش روح وجسم از همان ازمنه اهميت فراوان مي دادند واسب سواري ،چوگان بازي و ورزشهاي باستاني مورد اعتناي نسل جوان بود. دركتاب اول، باب پنجم،اشعياء در توصيف آريان ها كه با دولت آسور مي جنگيدند آمده است تيرهاي ايشان تيزوتمامي كمانهاي آنهازره شده است.ميخهاي اسبان آنان مانندسنگ خاراوچرخهاي ايشان مثل گردبادبشمارخواهدآمد.ايشان مثل شيرماده ومانندشيران ژيان غرش خواهندكرد. يااز قول كتزياس مورخ يوناني نقل شده است كه سكاها (قوم آريايي) زنانشان مانند مردان، دلاورو جنگنده بودند. هنستين مورخ يوناني مينويسد:پارتيها جنگ وشكار را دوست داشتند.اين قوم ازدوران طفوليت تابه هنگام كهولت هميشه باورزش وتمرينات سخت جنگي وشكاربارآمده بودند. رزم پهلواني پرثوآ تاريخ پرثوآ در كتيبه هاي متعلق به داريوش كه نقش رستم مي باشد(كتيبه ايي كه در آن نام اقوام وايالتهاي تحت نظر داريوش آورده شده است)نام قوم پرثوه(پارت) ذكرشده است كه يكي از ساتراپ(استان)هاي آن دوره بوده است. پس ازحمله اسكندربه ايران حكومت هخامنشيان سقوط كردوايران جزو قلمرو اسكندردرآمد، اما سلطه جانشينان اسكندربر ايران چندي طول نكشيد. درحدودسال 250ق.م دراستان پارت (پارتيا،پرثوه)دولت مستقل ايراني بوجود آمدكه به نام موسس آن دولت ارشكان(شكان،اشكانيان)ناميده شد. موسس اين دولت ارشك اول سركرده طايفه آريايي پرني(اپرني)بود. بعدها به دنبال طرد كامل سلوكيان ازايران اين دولت به تمدن بزرگ تبديل شدكه جزء ششمين دولت وتمدن بزرگ محسوب مي شود.واين تاريخ كهن يكي ازقوم هاي بزرگ ايراني است. پرثوآ ازحيث زبان شناسي زبان پهلوي،پارتي،پرثوي اززبان زند يا اوستايي سرچشمه گرفته كه برخي ازلهجات آن راميتوان اكنون پامير سراغ نمود. اين زبان پس ازانحطاط مركزي پارتها راه بسط وتوسعه به ايران گشودودرمناطق شمالي ايران كسب ترقي نموده،به اوج خودرسيد. زبان پرثوي نه تنهادردوره كوشانيان بلكه معاصرساسانيان هم خراسان مورد استفاده قرار داشت. زبان شناسان معتقدند بعدها دراثرآميزش اين زبان با لهجات تخاري واسكايي زبان سغدي در حوزه اكسوس پا به عرصه وجود گذاشته ودردوكنار رود آمو،سغديان وباختر انتشارپذيرفته است. همچنين معتقدند كه زبان دري دراثرآميزش پهلوي،پارتي(پرثوي)باسغدي وتاثيرزبان زند درتخارستان ماورالنهر وباخترپديدآمد.زبان پهلوي،زبان پهلويا پهله،پارت،پرثوه پهلواني
زبان متداول دردوره اشكانيان وساسانيان بوده است. پارتها به زبان پهلوي شمالي(پارتي)كه تفاوت جزئي باپهلوي جنوبي(پارسيك)داردسخن مي گفتند. واين است دلاوري ايرانيان كه 6000 سال پيش هنرپرتوآ(رزم پهلواني پرثوآ)را فراگرفته بودند. هرودوت مورخ يوناني درموردايرانيان چنين مي گويد: ايرانيان راست براسب مي نشينند،راست تيرمي اندازندوراست سخن مي گويند.تيزي تيغه چرخهاي ارابه هاي آنها درنبردها يادآورتدبيردر رزم مي باشد. سپاس ترا اي پيرسخن.آهنگ جاويدپيروزي راسرودكن....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 22:42 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
پرتوآ ديشب بزرگی را ديدم که هميشه در جستجوی او و بدنبال سر نخی از او بودم، ديداربا او يکی از آرزوهايم بود. او با لباس سپيد چون حريری سوار بر باد آمد. نقطه تماس پاهايش با زمين مشخص نبود. انگارکه پاهايش بر زمين فرو رفته اند و بالا ترين سطح بدنش که سر او بود در ارتفاع زيادی قرار داشت و بدنش با انحنائی دايره وار، گوئی بدور زمين حلقه زده است . نمی توانستم تمامی پيکر او را در يک نما ببينم. و برای ديدن او مجبور بودم که مدام سرم را به بالا و پائين حرکت بدهم. دستانش را باز کرده بود، انگار که بدور تمامی زمين حلقه شده بود و من سعی می کردم تا از او دور بشوم تا بتوانم تمامی پيکرش را در يک نما ببينم... با دست چشمانم را لمس کردم تا از باز بودن آنها مطمئن شوم. می ترسيدم که چشمانم بی اختيار بسته شوند. سعی بر باز نگه داشتن چشمهايم می کردم ولی توان خيره شدن به نوری سپيد که از لباس تنش می تابيد را نداشتم و چشمانم بی اختيار بسته شد و بوضوح با چشمان بسته او را همچون تصاويری که از گذشته در ذهن داشتم ديدم... به من نگاه می کرد خيره در چشمانم. تمامی کلمات و تمامی واژه ها را در نکاهش ديدم. لبهايم به هم گره خورده بودند. خواستم به او سلام کنم و يا چيزی بپرسم ولی در جايم ميخکوب شده بودم و او انگار با نگاهش از من پرسيد من را شناختی؟ يا چيزی شبيه اين... حالا بايد خودت را بشناسی... نفسم در سينه حبس شده بود، کاش می شد مثل يک بچه توی بقلش گريه کنم ولی اورا آنقدر بزرگ و جا افتاده ديدم که تمامی حرکاتم از من صلب شده بود. سرش را به آرامی به اطراف حرکت می داد ولی چشمانش را همچنان خيره بر چشمهايم نگه می داشت. با چشمانش به من گفت که چشمهايم را باز کنم. و من با ترس اين کار را کردم ولی ديگر هيچ چيزی نديدم. من بيدار شدم و براستی نمی دانم بيدار شدم و يا بخواب رفتم. ولی آن چرا که ديدم عظيم بود......! قدرت. تکامل. دانائی . زيبائی . خرد. فرزانگی . عشق . عظمت و تنهائی .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 14:54 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
به نام یگانه هستی بخش مهربان
ازپاداشي كه خداي هستي بخش دانا براي كارهاي نيك مقررفرموده است
كوشش خواهم كرد تا آنجا كه مرا تاب وتوان است مردم را بياموزم كه
براستي گرايند ودرستي پيشه سازند.
برگرفته از كتاب پرتوآ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 11:24 توسط جنگجوی آزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
کونگ فو پرتوآ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1389 تیر 1388 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 آذر 1385 |
| پیوندها |
|
اوسي ما سايه خدا سيد پرتوآشهيدفقيهي پرتوآگليرد parsoa شاعرگمنام"رعد" کونگ فو پرتوآ |
|
RSS
|